شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

347

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

انابت از جمله سعادتمندى است ) . ( * 116 ) - فى الصّيف ضيّعت اللّبن : در تابستان شير را تباه كردى . ( در زبان عربى ضرب المثل است ) . مثل يضرب لمن قطع اسباب الاحسان ، ثمّ عاد يطلبه ، ( اقرب الموارد ) . ( * 117 ) - لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ . . . : از رحمت خداوند نااميد نشويد . آيه 87 سوره 12 ( يوسف ) . ( * 118 ) - وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ : و آنان كه در راه ما جهد و كوشش كنند محققا آنها را به راه ( معرفت و لطف ) خويش هدايت مىكنيم . آيه 69 سورهء 29 ( العنكبوت ) . ( * 119 ) - و لربّما استيأست ثمّ . . . : چه‌بسيار كه نااميد شدم ، سپس گفتم نه ، همانا كسى كه رستگارى را ضمانت كرده ، بخشنده است . ( * 120 ) - من اراد النّجاة فعليه . . . : كسى كه نجات را اراده كرده است ، پس بر او باد ، ترك كردن شهوات ( كسى كه مىخواهد به نجات برسد بايستى شهوات را ترك كند ) . ( * 121 ) - اكثر اعمار امّتى . . . : بيشتر عمرهاى امت من بين شصت تا هفتاد سال باشد . ( * 122 ) - كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ . . . : به آن‌گونه كه اول شما را بيافريديم و آنچه را كه از مال و جاه به شما داده بوديم ( كه سبب غرور شما بود ) . آيه 94 سوره 6 ( الانعام ) . ( * 123 ) - توحّشت حتّى اوهم . . . : دورى گزيدم تا آنجا كه قوم گمان بردند من در اسلام روش رهبانيت را اختيار كرده‌ام . براى هريك از مردم در زندگىشان روشى است و تا زمانى كه زنده‌ام رها كردن اضافات زندگى روش من است . ( * 124 ) - منعطف : متوجه ، روى كرده ، روى به جانبى گردانده . ( * 125 ) - جفان اجفان : پلكهاى چشم . اجفان : جمع جفن به فتح اول ، به معنى پلك چشم ، همچنين غلاف شمشير نيز معنى شده است . ( * 126 ) - زنگار شقاق : تيرگى كه بر اثر دشمنى و نفاق بر دل نشيند . ( * 127 ) - در تاريخ بلعمى دربارهء عمر و پادشاهى كيومرث و كارهاى او چنين مىخوانيم : " تا آن روز صد و ده سال گذشته بود از عمر او و سى سال از پس آن بزيست " ص 16 .